یکی از حوزه های فعالیت جنبش های زنان در کشورهای دیگر فعالیت زیست محیطی است شما در زمینه محیط زیست چه فعالیت هایی داشته اید و چقدر این قعالیت ها را از سوی زنان ضروری می دانید؟
تقریبا حدود 25 سال است که در این زمینه فعالیت می کنم واز هر فرصتی استفاده میکنم برای اینکه بتوانم افراد پیرامونم را با حفظ محیط زیست و اینکه زمین و آنچه که درآن هست متعلق به نسلهای آینده هم هست واین که هر انسانی در حفظ و نگهداری از آن سهیم است آشنا کنم. آموزش تفکیک زباله به زنان خانه دار، پاکسازی کوه ها و دریاچه ها در برنامه های گلگشت، درختکاری در مناطق شهری ...از جمله فعالیت هایی است که دنبال می کنم. من فکر می کنم در کنار همین فعالیت هاست که می توانیم فرهنگ شهری و محیط زیست خود و جامعه پیرامونمان ارتقا دهیم. زنان می توانند جنبش های اعتراضی در زمینه تخریب محیط زیست، آلاینده های صنعتی ، ممانعت از تخریب جنگل ها و باغات را شکل دهند، متاسفانه در کشور ما تخریب محیط زیست به وسعت بسیار صورت می گیرد اما هنوز بسیاری متوجه عمق این فاجعه نیستند و جنبش های زیست محیطی که لازمه پیشگیری از این گونه ها تخریب ها هستند هنوز در کشور ما به طور جدی شکل نگرفته اند. انچه تاکنون هم انجام بیش تر از سوی زنان بوده است.
در ارتباط با زنان سرپرست خانوار هم فعالیتی داشته اید؟
بله. آمار زنان سرپرست خانوار رو به افزایش است و بسیاری از زنانی که یا همسران معتاد داشته و یا دارند، و از حمایت های اجتماعی بهره مند نیستند و در معرض آسیب های اجتماعی و اقتصادی شدیدی قرار دارند، از این روز توانمندسازی آنها برای دستیابی به موقعیت اقتصادی بهتر و شاید بتوان گفت قابل تحمل تر ضرورت دارد. ما با آگاهی از این مسئله تلاش می کنیم که شرایطی فراهم کنیم تا به این زنان حرفه یا مهارت مورد نیاز یا مورد علاقه آنها آموزش داده شود. برای اینکار با مراکز و افراد داوطلب آموزش رایگان در ارتباط هستیم. اگر این زنان سواد نداشته باشند برای سواد آموزی انها در حد امکان مان تلاش می کنیم. در مورد زنان آسیب دیده اجتماعی گرچه نتوانسته ایم به دلیل فقدان امکانات فعالیت گسترده ای داشته باشیم اما در حد کمک به امکان دسترسی آنها به تحصیل و اموزش و شغل در مواردی فعالیت هایی موردی داشته ایم. بعضی از این افراد به تحصیلات دانشگاهی هم رسیده اند.
امیدواریم بتوانیم درآینده با مددجویان شما هم مصاحبه داشته داشته باشیم.از چه زمانی فعالیت در عرصه حقوق زنان را در پیش گرفتید وبه نظر شما پرداختن به مسائل زنان چه ضرورتی دارد ؟
از زمانی که خودم را شناختم در زمینه حقوق زنان و اهمیت برخورداری از حقوق برابر فعالیت کرده ام. به باور من، حقوق زنان از حقوق بشر جدا نیست ونمی تواند باشد. پیش زمینه حمایت از حقوق انسانی و یا انسان ها، اهمیت دادن به حقوق زنان است. بنابر نمی توان طرفدار حقوق بشر بود و در عین حال نسبت به قوانین ناعادلانه و نابرابر در مورد زنان بی تفاوت ماند. در جامعه ای که زنان به دلیل تبعیضات ناشی از قوانین مورد ستم قرار می گیرند،تلاش برای تغییر قوانین یک وظیفه است. در حقیقت قوانینی هست که همواره زنان از آنها آسیب می بیینند، بخصوص از زمانی که با زنان آسیب دیده اجتماعی و زنان سرپرست خانوار و مشکلاتشان آشنا شدم دیدم بعضی از این مشکلات ناشی از قوانین موجود درجامعه هست که تلاش کردم در حد ممکن برای تحقق برابری قانونی موثر باشم.
صدور حکم ناعادلانه حبس و شلاق به اتهام اخلال در نظم عمومی در کنار آگاهی از فعالیت های شما در حوزه مدنی و زنان ناباورانه است. با خصوصیات و شناختی که از شما داشتیم نمی توان آنرا تطبیق داد. نظر خودتان در باره چیست؟ فکر می کنید احکامی از این دست برای چه به شما و دیگر فعالان جنبش زنان داده می شود؟
حکمی که وکیلم ابلاغ شده شش ماه حبس و 10 ضربه شلاق است که بمدت سه سال به حالت تعلیق در می آید و من تا این لجظه خودم حکم را رویت نکرده ام. حکمی که صادر شده به خاطر گردهمایی 13 اسفند 85 بوده که یک حرکت کاملا مدنی و بسیار مسالمت جویانه بوده و من این حکم را غیر عادلانه می دانم و به آن اعتراض دارم. واقعا برای خودم هم عجیب هست. نه فقط برای خودم بلکه برای هرکسی که می شنود عجیب هست. بهرحال من نمی دانم شاید خدمت به مردم سزایش شلاق و زندان باشد. شاید منافع بعضی ها از همین فعالیت های که ذکرش به خطر می افتد و چنین برخورد می کنند.علاوه براین جالب است که برای یک حرکت یکسان احکام متفاوتی صادر می شود که خود نشانه ناعادلانه بودن محاکمه است.
فکر می کنید چرا حاکمیت با فعالیت ها مدنی و حقوقی جنبش زنان برخورد امنیتی می کند؟
من فکر می کنم که حاکمیت اشتباه می کند و کار نادرستی انجام می دهد. به نظرمن ایجاد این چنین ممانعت هایی نمی تواند جلوی رشد ناگزیر جنبش زنان را بگیرد. وقتی زنان جامعه به آنچنان درک و شعور بالای سیاسی اجتماعی و فرهنگی رسیده اند که درست و اصولی و مسالمت جویانه و کاملا مدنی خواسته های خودشان را مطرح می کنند، انچه بیش از همه غیر قانونی و قهری است برخورد حکومت با زنان است نه فعالیت های مسالمت جویانه آنان. درک این همه عناد ورزیدن برای من هم مشکل است.
خانم مقدم شما از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضا هستید، طی گذشت بیش از یک سال از عمر کمپین همچنان به فعالیت تان ادامه می دهید. واقعا چه چیزی به رغم فشارهای امنیتی موجب ادامه این فعالبت شده است؟
تجربه فعالیت در کمپین و تلاش برای دستیابی به حقوق برابر به من نشان داده است که خیلی از کسانی که با مشکلات قانونی مواجه شده اند یا می شوند از کمپین استقبال می کنند، زیرا خواسته های کمپین عینی و ملموس و منطقی برای آنهاست.اینها مشکلات زنان بسیاری در جامعه ماست و زنانی که از این قوانین آسیب دیده اند در امضا کردن و جمع آوری آن استقبال می کنند و آن را حرکتی کاملا مثبت و مفید برای کل جامعه می دانند. چون واقعیت این است که مردان جامعه هم از این قوانین آسیب می بینند. این نیست که فقط زن ها آسیب می بینند.چرا که مثلا در زمینه مهریه بسیاری از دخترها چون از آینده شان بیمناک هستند مهریه های بالا را برای خودشان تعیین می کنند، وقتی یک زندگی از پیش نامشخص است، آینده آن هم مبهم خواهد بود. درنتیجه عده ای کارشان به جدایی می کشد. و این مسئله حتی بعضی از مردان جامعه را به تنگنا، مشکلات روحی و روانی و اقتصادی دچار می کند. بعضی از قوانین ما تحقیر کننده هستند. مثل مسئله شهادت، چرا شهادت دوتا زن برابر یک مرد است ؟ این در حقیقت شک کردن به درک و شعور زن هست. چرا دیه یک زن نصف دیه یک مرداست؟من می خواهم بدانم اگر مثلا اتفاقی برای یک زن کارگر بیفتد، اگر که زنی با ماشین تصادف بکند و دستش آسیب ببیند وقتی که به بیمارستان مراجعه می کند، کدام پزشک می گوید چون تو زن هستی من نصف هزینه را ازتو می گیرم؟ کدام تخت بیمارستان را تا حالا نصف قیمت به زن داده اند ؟ یا در زمینه تابعیت چرا فرزند نباید تابعیت مادرش را هم داشته باشد؟ واقعا من نمی دانم کجای این درخواست ها غلط و نادرست هست که دربرابرش این همه مقاومت می شود؟ در حالیکه اگر این قوانین تغییر کند سودش برای کل جامعه هست. همه ، مرد و زن از آن بهره مند می شوند. چه فرقی هست بین یک دختر و یک پسر؟ چرا اگر مردی با زنی خارجی ازدواج کند فرزندش می تواند به تابعیت ایرانی در بیاید ولی اگر دختری با مردخارجی ازدواج کند فرزند او نمیتواند تابعیت مادرش را داشته باشد. بهر حال اینها قوانینی هستند که خیلی زودترازاین باید تغییر پیدا می کردند، همین هاست که به من نشان می دهد که کاری که شروع کرده ایم درست است.
استقبال چگونه بوده است؟
بیشتر وقتها استقبال کرده اند. یعنی بجز چند مورد خیلی کم که حاضر به امضا نشدند و آن هم اتفاقا از طرف افرادی بوده که اصلا به ظاهرشان نمی آمده که مخالف این قضیه باشند بسیاری از زنان روستائی وقتی درباره قوانین برایشان می گوییم با اشتیاق امضا می کنند یا انگشت می زنند. خیلی هاشان بی سوادند ولی با اشتیاق انگشت می زنند. خاطره ای که من از زنان شمال دارم خیلی برایم جالب است. خیلی از زنان شمال در شالیزار کار می کنند. اینها می گفتند این درد ما است. ای کاش این کار سال ها پیش انجام می شد. برای اینکه زنی که تا زانو توی شالی هست و سال ها زحمت می کشد، روماتیسم و بیماری های زیادی می گیرد. شما زن های شمال را نگاه کنید چقدر از آنها را می بینید که با کمر خمیده راه می روند.این زنها از زمین ارث نمی برند. چرا؟ شما می بینید زن شمالی روی زمین زحمت می کشد ولی از آن بهره ای نمی برد.خب آیا ستمی از این بالاتر هست؟ فردی که زحمت می شکد تلاش می کند و سالهای جوانی اش را می گذارد اینکه دیگر مرد و زن ندارد. یا چه فرقی هست بین خواهر و برادر یک خانواده؟ بعضی ها توضیح می دهند که چون مرد نان آور خانواده است باید دو برابر زن ارث ببرد. شاید دختری نخواست ازدواج کند. یاکسی با او ازدواج نکرد.تکلیف این دختر چه میشود. این موضوعات برای من قابل توجیه نیست.پس این قوانین باید تغییر کند. چرا اینقدر عناد با این درخواست؟جرا این همه مقاومت؟
شما در زمینه جمع آوری امضا حتما خاطراتی هم دارید. می توانید از آن خاطرات برایمان تعریف کنید؟
خب من خاطرات خیلی زیادی دارم. یکی از این خاطرات که برای بسیاری از اعضای کمپین هم تجربه شده است درک ما از ظاهر افراد و پیش داوری های ماست. یک از تاثیرات بزرگ کمپین بر من زیر سوال بردن این پیش داوری ها بود. در روزهای آغازین جمع آوری امضا، در ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم، زنی با ظاهری بسیار آراسته در ایستگاه نشسته بود. با خودم فکر کردم که اگر من برگه امضا را به او نشان دهم و قوانین را برایش توضیح دهم حتما استقبال خواهد کرد وحتما امضا می کند. همزمان در چند قدمی او زن دیگری با مقتعه و چادر ایستاده بود. من سعی می کردم خیلی آرام و با احتیاط صحبت کنم. وقتی برای اولین زن اهداف طرح را توضیح دادم بر آشفته شدو گفت:"این چه کاریه؟ مگر می شود این قوانین را تغییر داد؟ "و امضا نکرد. زن چادری که حرف های ما را شنیده بود جلو آمد و با تواضع و عذرخواهی گفت :"ببخشید خانم من ناخودآگاه حرفهایتان را شنیدم. این را من باید امضا کنم. مسئله ای که شما برای این خانم توضیح می دهید درد ایشان نیست درد من هست. من شش سال است که از دیدن دو دخترم به خاطر مسائلی که برای این خانم توضیح دادید محروم هستم."برگه را گرفت و با اشتیاق امضا کرد و گفت:"من می توانم بجای مادرم هم امضا کنم؟" که گفتم خیر، هرکس باید خودش بخواند و خودش امضا کند. او از من خواهش کرد که برگه ای هم به او بدهم تا از خواهر و مادر و فامیلش امضا بگیرد .خوشبختانه برگه سفیدی همراه من بود و به او دادم. بعد گفت من این برگه را چطور به شما بدهم ؟ و من شماره ای از خودم به او دادم. من با خودم فکرکردم که خب برگه ای را ازمن گرفته و رفته.بعد از هفت هشت ساعت به من زنگ زد و گفت خانم من کجا می توانم بیایم و این برگه را به شما بدهم؟ من با او قرار گذاشتم و برگه را از او گرفتم. این زن اکنون از کسانی است که در جمع آوری امضا فعالیت می کند.
آیا پیش آمده است که درحال جمع آوری امضا به نیروهای انتظامی یا افراد امنیتی برخورد کنید و آنها به نوعی مانع شما شوند؟
خیر. برای من پیش نیامده است.
سخنی هست که بخواهید بگویید؟
- به امید تغییر هر گونه قوانین تبعیض آمیز. آرزویی که با تلاش ما محقق خواهد شد.
سپاسگذارم