برگه احضاريه جلوه جواهري، به نام شعبه 13 دادگاه انقلاب است، و تاريخ تشکيل دادگاه وي، روز 12/5/87 مقرر شده است. چندي پيش، مريم حسين خواه نيز براي تاريخ 28/3/87 به شعبه 13 دادگاه انقلاب احضار شده بود
از روز بيست و دوم ارديبهشت تعداد گشتهاي به اصطلاح ارشاد دوبرابر شده است . احمدرضا رادان، فرمانده انتظامي تهران بزرگ اطلاع داد . «براي استمرار طرح امنيت اجتماعي و ارتقاي امنيت زنان با افزايش يکصد واحد گشتي پليس برخورد با بدپوششي و عاملان ترويج فرقه هاي خرافي و مزاحمان خياباني تشديد مي شود .
اين در حالي است كه با شروع سال جديد با انواع و اقسام طرحها سعي بر اين شده تا هرچه بيشتر و همه جانبه تر فشار و محدوديت را عليه زنان و جوانان تحت عناوين مختلف افزايش داده تا هر چه بيشتر نيمي از عناصر فعال جامعه را زير ضرب قرار دهند و مانع از مطالبه حقوق و خواسته هاي خود شوند .
در همين رابطه , علاوه بر بازداشتها و احضاريه هاي مكرر و صدور احكام و وثيقه هاي سنگين براي فعالين جنبش زنان كه روزانه با آن مواجه هستيم , مامورين دستگاه قضايي و انتظامي يكي پس از ديگري به صحنه مي آيند و براي زنان خط و نشان مي كشند . يك روز مصطفي طباطبايي نزاد از اعضا كميسيون حقوقي و قضايي مجلس مي گويد :
در مبارزه با بدحجابي پيش قدم باشيد زيرا خطر بي حجابي و بي بند و باري اگر بيشتر از خطر اراذل و اوباش نباشد، كمتر نيست .
يك روز شركتهاي خصوصي را لانه فساد معرفي مي كنند و زنان را از كار بركنار مي كنند و حالا هم صحبت از اضافه شدن يك صد واحد گشتي پليس براي برخورد با نوع پوشش زنان به ميان مي آورند . و البته بايد توجه داشت كه همه اين طرح ها را به منظور افزايش و ارتقاي ميزان احساس امنيت زنان و بالا بردن امنيت اجتماعي بكار مي برند !!!!!
با به ميان كشيدن بحث امنيت اجتماعي براي زنان ميخواهند دست مامورين خود را براي هرگونه تعدي به زنان باز بگذارند .
همين جا بايد ابتدا از اين آقايان سوال كرد كه چه كساني مامور برقراري امنيت اجتماعي و بخصوص امنيت زنان هستند ؟ كساني كه يكبار تعدي به زنان را امري شخصي و خفيف جلوه مي دهند كه هيچ ضرر اجتماعي ندارد وبه شخص ثالثي مربوط نمي شود , تا بدين طريق مامورين خود را تبرئه كنند !! و بار ديگر آن را موضوعي مي دانند كه بايد به شدت با آن برخورد كرد چرا كه به شدت مخل امنيت جامعه هستند !!!
البته موضوع به همين جا هم ختم نمي شود و قرار است تا در يك مصاحبه مطبوعاتي, روش هاي مختلف افزايش امنيت زنان ! مورد بحث قرار گيرد يعني بايد ديد كه ديگر با چه محدوديتها و فشارهايي روبرو خواهيم شد و چطور ميخواهند با شيوه هاي مختلف ما را از صحنه حذف كنند .
ولي جنبش زنان هيچ گاه در برابر اين واپس گرايي سكوت نخواهد كرد و همچنان در صحنه هاي مختلف با پرداخت هزينه براي تغيير قوانين تبعيض آميز ايستادگي خواهد كرد .
سقوط مرموز يک مادر و فرزند از پشت بام ساختماني 5 طبقه کارآگاهان و بازپرس جنايي تهران را براي پي بردن به علت اين حادثه به تکاپو انداخت.
در اين حادثه که شامگاه دوشنبه به بازپرس جنايي اطلاع داده شد دختر 17 ماهه يي به نام زينت جان باخت اما مادر وي به طرز معجزه آسايي زنده ماند.
شامگاه دوشنبه پس از آنکه محمد روشن -بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي - در جريان مرگ يک کودک در بيمارستان رسول اکرم(ص) قرار گرفت تحقيقاتي را در اين خصوص آغاز کرد و متوجه شد اين دختر از پشت بام خانه شان سقوط کرده است.
هنگامي که پدر زينت تحت بازجويي قرار گرفت مرگ کودکش را يک حادثه دانست و گفت؛ زمان وقوع اين حادثه من سرکار بودم و فقط مي دانم هنگامي که همسرم به پشت بام رفته بود تا رخت پهن کند، زينت از آن بالا سقوط کرد.از آنجا که حضور نداشتن مادر اين کودک در بيمارستان شک برانگيز بود، ماموران در اين مورد به پرس وجو پرداختند و متوجه شدند زن 38 ساله که شراره نام دارد نيز در بيمارستان امام حسين(ع) بستري است.
با پرس وجو از پزشکان شراره مشخص شد اين زن نيز از بلندي سقوط کرده، اما به طرز معجزه آسايي از مرگ نجات يافته است. پس از روشن شدن اين موضوع احتمال وقوع قتل قوت گرفت و اين فرضيه مطرح شد که زن جوان ابتدا کودکش را کشته و سپس اقدام به خودکشي کرده است. در حالي که سرنخ هاي زيادي براي اثبات اين مدعا در دست نبود خواهر 10 ساله زينت، ادعايي مشابه را مطرح کرد.
وي گفت؛ صبح مادرم مرا بيدار کرد و به بهانه پهن کردن لباس به پشت بام کشاند. او دستم را محکم گرفته بود و در يک لحظه تلاش کرد مرا از پشت بام به پايين پرت کند. من که به شدت ترسيده بودم توانستم دستم را بکشم و فرار کنم. دوان دوان خودم را به پايين رساندم و با داد و فرياد از همسايه ها کمک خواستم اما ديگر دير شده بود و مادرم ابتدا زينت و سپس خودش را به پايين پرت کرد.
در ادامه تحقيقات چند تن از اهالي محل تاييد کردند صداي کودک 10 ساله را در حالي که فرياد مي کشيد و درخواست کمک مي کرد شنيده اند. به رغم به دست آمدن اين مدارک از آنجا که شراره همچنان در بيمارستان بستري است هنوز از وي بازجويي نشده و از سويي شوهر اين زن نيز شکايتي عليه همسرش مطرح نکرده است. با اين وجود تحقيقات براي روشن شدن علت مرگ دختر 17 ماهه ادامه دارد.
میدان: آن هنگام که افراد بي تدبير زمام امور را در دست مي گيرند ، انحطاط ملت ها آغاز مي شود و نتيجه اين مي شود که به جاي حل مسائل اساسي کشور نظير معضل بيکاري صورت مساله را پاک مي کنند و انتقام نبود يک سياست اقتصادي درست را از زنان مي گيرند ؛ و براي فرار از انجام وظايف خود در ايجاد فرصت هاي برابر شغلي براي همگان به خانه نشين کردن و به حاشيه راندن زنان مي پردازند . اينان گمان مي کنند با دادن اقتدار به مرد در خانه ، مشکلات اقتصادي خانواده حل مي شود .
در هفته گذشته رييس سازمان سنجش بار ديگر با صراحت اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور را تاييد کرد . به فاصله سه هفته پيش از آن نيز وزير علوم از آمادگي اين وزارت خانه براي اعمال سهميه بندي جنسيتي و نيز گزينش اخلاقي در دانشگاه ها سخن گفته بود .
اين آقايان چگونه اين چنين عريان از تضييع حقوق طبيعي نيمي از افراد جامعه سخن مي گويند؟ آيا اين تصميم گيري يک جانبه و قيم مابانه ، توهين به شعور جمعي نيست ؟
حاکميت ايران به واسطه داشتن نگاه تک بعدي و جنسيت محور ، هر روز با تصويب قوانين تازه اي شرايط را براي حضور زنان در جامعه سخت تر مي کند .
اظهارات وزير علوم و رييس سازمان سنجش و عملکرد دستگاه هاي متبوعشان ، تنها نشان دهنده آن است که ايشان علاوه بر آن که درک درستي از زن و جامعه امروز ندارند ، به برابري انسان ها و حقوق دموکراتيک افراد در جامعه نيز اعتقاد ندارند .
طرح سهميه بندي جنسيتي و گزينش اخلاقي براي ما تهديدي از جنس انقلاب فرهنگي دوم در دانشگاه ها و نيز بستر سازي براي سهميه بندي در ديگر بخش ها است .
از آن جا که حق برابر تحصيل جزء حقوق مدني پذيرفته شده توسط ايران در مجامع حقوق بشري است ، محدود ساختن ورود زنان به دانشگاه ها و عرصه هاي آموزشي ، در حقيقت فسخ برابري اجتماعي و مصداق بارز تبعيض جنسيتي است .
میدان: آن هنگام که افراد بي تدبير زمام امور را در دست مي گيرند ، انحطاط ملت ها آغاز مي شود و نتيجه اين مي شود که به جاي حل مسائل اساسي کشور نظير معضل بيکاري صورت مساله را پاک مي کنند و انتقام نبود يک سياست اقتصادي درست را از زنان مي گيرند ؛ و براي فرار از انجام وظايف خود در ايجاد فرصت هاي برابر شغلي براي همگان به خانه نشين کردن و به حاشيه راندن زنان مي پردازند . اينان گمان مي کنند با دادن اقتدار به مرد در خانه ، مشکلات اقتصادي خانواده حل مي شود .
در هفته گذشته رييس سازمان سنجش بار ديگر با صراحت اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور را تاييد کرد . به فاصله سه هفته پيش از آن نيز وزير علوم از آمادگي اين وزارت خانه براي اعمال سهميه بندي جنسيتي و نيز گزينش اخلاقي در دانشگاه ها سخن گفته بود .
اين آقايان چگونه اين چنين عريان از تضييع حقوق طبيعي نيمي از افراد جامعه سخن مي گويند؟ آيا اين تصميم گيري يک جانبه و قيم مابانه ، توهين به شعور جمعي نيست ؟
حاکميت ايران به واسطه داشتن نگاه تک بعدي و جنسيت محور ، هر روز با تصويب قوانين تازه اي شرايط را براي حضور زنان در جامعه سخت تر مي کند .
اظهارات وزير علوم و رييس سازمان سنجش و عملکرد دستگاه هاي متبوعشان ، تنها نشان دهنده آن است که ايشان علاوه بر آن که درک درستي از زن و جامعه امروز ندارند ، به برابري انسان ها و حقوق دموکراتيک افراد در جامعه نيز اعتقاد ندارند .
طرح سهميه بندي جنسيتي و گزينش اخلاقي براي ما تهديدي از جنس انقلاب فرهنگي دوم در دانشگاه ها و نيز بستر سازي براي سهميه بندي در ديگر بخش ها است .
از آن جا که حق برابر تحصيل جزء حقوق مدني پذيرفته شده توسط ايران در مجامع حقوق بشري است ، محدود ساختن ورود زنان به دانشگاه ها و عرصه هاي آموزشي ، در حقيقت فسخ برابري اجتماعي و مصداق بارز تبعيض جنسيتي است .
جنبش زنان قطعا در برابر اين محدوديت و فشار تازه سر خم نخواهد کرد ، چرا که به آن ميزان از توانمندي و مقبوليت دست يافته است که بتواند با اين شيوه جديد خشونت و تبعيض مقابله کند . بدنه پر تعداد جنبش دانشجويي نيز در برابر فرمايشاتي از اين دست ساکت نخواهد ماند و موضع گيري هاي لازم را اتخاذ خواهد کرد .
دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا در اعتراض به آيين نامه جديد انضباطي منتشر شده در اين دانشگاه با برگزاري تجمعي در دانشكده علوم پايه اعتراض خود را به اين ائين نامه توهين آميز اعلام داشتند.
بنابر گزارش خبرنامه بوعلي سينا در اين تجمع كه در مقابل درب هاي پلمپ شده انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه برگزار شد دانشجويان به بيان ديدگاههاي خود پرداختند. در اين گفتگوي آزاد كه به همت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي همدان (دانشگاه بوعلي سينا) با موضوع اعتراض به آئين نامه جديد انضباطي و با استقبال بي نظير دانشجويان در راهرو دانشكده علوم دانشگاه بوعلي سينا برگزار گرديد در ابتداي مراسم امين نظري عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي و مجري برنامه با خواندن اين ائين نامه اعتراض خود را نسبت به وضعيت دانشگاه و مديريت آن اعلام نمود و از دانشجويان در خواست كه وارد بحث گردند .
حميد رضا بهنيا (عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي) و فعال دانشجوي با مقايسه اين ائين نامه و مسئله كشف حجاب زنان در دوره رضاشاه، هر نوع اجباري را مذموم شمرد و آئين نامه فعلي را نتيجه تصاوير زشتي دانست كه از دانشگاه از جانب برخي از مسئولان در عذان اعوام جامعه شكل داده اند ايشان تاكيد كرد كه اعمال مسئولين دانشگاه بوعلي سينا مطمعنا به اين شايعات بي اساس دامن مي زند و به شعور دانشجويان توهين مي كند اين فعال دانشجوئي ، با مورد نقد قرار دادن اصطلاح چادر ملي عنوان نمود اين چادر ملي ايرانيان نيست › چادر دولتي است كه به جامعه زنان تحميل مي شود .حميد بهنيا در پايان يادآور گرديد اينجا دانشگاه است و ما دانشجويان اجازه جولان دادن به تفكرات دوگم انديش را در اين محيط نخواهيم داد.
در ادامه خانم فاطمه صمدي (فعال دانشجوئي و مدير مسئول نشريه دانشجوئي پنجره) به نقد فضاي موجود در دانشگاه پرداخت و اين آئين نامه را توهيني به كيان و شرف و شعور دانشجويان اعلام نمود.

كودكان كار , كودكان خياباني ,
واژه هايي كه در ساليان اخير در هر نشست و برخاستي ,در هر كوچه و خياباني باشنيدن و ديدن آن وجدان هر انساني را به درد مي آورد . پديده شومي كه متاسفانه در سطح جامعه به صورت گسترده با آن مواجه ميشويم . كودكاني كه نه تنها از حمايتي برخوردار نيستند بلكه روزانه جسم و جانشان آماج شرارتهاي وحشيانه افرادي است كه سوداي تجارت انسان را در سر دارند . دردناكتر اين كه ,اين پديده آنقدر عام و تعريف شده در جامعه است كه بعضا ديگر در نگاههاي عابرين نقطه تعجبي وجود ندارد .
به راستي چرا چنين است ؟!
كشوري كه روي درياي نفت نشسته و سرمايه عظيمي در دست دارد كودكانش بايد بي سرپناه , بي خانه و خانمان , روز را به شب و شب را به صبج برسانند در حاليكه جايي جز خيابان ندارند .و سرنوشتشان تا لحظاتي بعد معلوم نيست كه به چه مي انجامد .
بله سرنوشت , واژه نامفهومي كه چيزي نيست جز درد و رنج و اشك و آه فروخورده براي كودكان بي پناه كه اصلا نمي فهمند واجازه پيدا نكرده اند كه بفهمند براي چه در خيابانها صبح تا شب پرسه ميزنند .
ريشه اين همه فجايع در كجاست ؟
راه چاره و علاج اين پديده چيست ؟
آيا اجراي طرح ضربتي جمع آوري كودكان خياباني درمان درد است ؟!
آيا راه چاره فقط اين است كه تعدادي كودك آواره از خيابانها جمع آوري گردد؟!!
كودكاني كه با چشماني اشكبار مورد هجوم مامورين شهرداري قرار مي گيرند .
اين است انسان دوستي دولتي مهرورز !!
معلوم نيست كه بايد مهر و عطوفت آقايان را ستود و آن را ناشي از زحماتي دانست كه سرمايه ملي را بر سر سفره آورد !!
يا كودكاني را باور كرد كه هزار هزار مورد سوء استفاده هاي جسمي و جنسي قرار مي گيرند ؟!!
با وجود انتقادات و اعتراضات گسترده وکلا و سازمانهای مدافع حقوق بشر درخصوص برخوردهای غیر عادلانه با فعالان مدنی درکشورمان، متاسفانه همچنان شاهد اعلام احکام سنگین و غیر قابل تصور برای فعالان حقوق زنان هستیم. تاکنون برای تعدادی از 33 فعال حقوق زنان که در 13 اسفند 1385 در اعتراض به محاکمه 5 تن از فعالان جنبش زنان در برابر دادگاه انقلاب گرد آمده بودند احکام گوناگونی صادر شده است، برخی از جمله مرضیه مرتاضی، نسرین افضلی و ناهید جعفری، هر کدام به شش ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شده اند و برخی نیز تبرئه شده اند و این بار نوبت به رضوان مقدم رسیده است، البته با این تفاوت که حکم تعلیقی ایشان نه مانند دیگران بمدت یکسال بلکه سه سال است. حال باید تصور کرد چگونه این بانوی فعال که تمام عمر خودش را صرف خدمت به جامعه در ابعاد مختلف نموده باید سه سال ساکت بنشیند!!
تصور اینکه شناخت او برای مردم مشکل باشد دور از ذهن است. کافیست سری به مناطق محروم کلان شهر تهران بزنیم. یا حتی پا را فراتر گذاشته و به شهرستان های محروم برویم. انگار رضوان مقدم معلم و آموزشگر متولد شده است. او دلسوزی برای مردم محروم و سواد آموزی و آموزش بهداشت را برای ساکنان مناطق دورافتاده از سن 15 سالگی آغاز کرده است. در دورانی که خودش مشغول تحصیل بوده برای مردم محروم و چادر نشینان شهرستان محل سکونتش معلمی دلسوز و بهداشتیاری فعال بوده است. و تا امروز هم دست از تلاش برای اطلاع رسانی مردم از بهداشت و سلامت و تحصیل برنداشته. حال می توان تصور کرد که چه افراد سرشناسی از تعلیمات این بانوی فعال به درجات مختلف علمی و فرهنگی رسیده اند. او هنوز نامه های فراوانی از نقاط مختلف کشور و جهان از شاگردانش دریافت می نماید.
رضوان مقدم دارای مدارک کارشناسی ارشد در رشته های آمار و ریاضی محض و روانشناسی تربیتی است. او همواره به تدریس و تحقیق به ویژه در زمینه آسیب های اجتماعی و حقوقی زنان مشغول بوده و هست. رضوان مقدم با برپایی گلگشت ها و تفریحات سالم برای خانواده ها و جوانان ضمن ایجاد روحیه شاد در بستر طبیعت،آنان را به حفظ منابع طبیعی و پاکسازی کوه پایه ها و اطراف رودخانه ها بیشتر آشنا کرده و در این راه آموزش می دهد.
در پی اعلام حکم دادگاه انقلاب اسلامی به ایشان مصاحبه کوتاهی با این فعال جنبش زنان و فعال جامعه مدنی و عضو فعال کمپین یک میلیون امضا انجام دادم که می خوانید :
شیرین مومنی
خانم مقدم، تا جائی که من اطلاع دارم شما درزمینه های مختلف اجتماعی فعالیت های بشردوستانه بسیاری داشته اید از جمله توانمتدسازی زنان آسیب دیده اجتماعی و سرپرست خانوار، حفظ محیط زیست، فعالیت درزمینه صلح، مبارزه با اعتیاد، شناساندن معضل ایدز در کشور و تحقیق و اطلاع رسانی در این زمینه فعالیت گسترده ای داشته اید. لطفا دراین مورد توضیحات بیشتری بدهید، بگویید آیا ارگان و سازمان هایی دولتی مسئول در این زمینه از شما به خاطر پشتکارو فعالیت تان سپاسگذار بوده اند؟
( می خندد ) یکی از تقدیرهایشان ارائه چنین حکمی بوده است! من اگر فعالیتی کردم به این دلیل نبوده که شخص خاصی یا ارگانی از من قدردانی کند. من بخاطر عشق به هموطنانم و اینکه خودم را یک ایرانی می دانم و دلم می خواهد ایرانی آباد و آزاد و سربلند داشته باشیم کار می کنم. به هر حال ما با بی مهری حاکمیت خیلی بیش از اینها آشنا هستیم.
- شنیده ایم ودیده ایم که شما فعالیت های زیادی در مورد مسئله ایدز و زنان و همچنین اعتیاد داشته اید ممکن است در این باره توضیح دهید؟
در رابطه با ایدز تمام سعی من بر این بوده است که این مسئله در جامعه مطرح شود و مردم با این معضل اجتماعی هر چه بیشتر آشنا شوند. به طور مثال در این راستا 4 سال پیش با همکاری برخی از سازمان های مدنی و زنان همایشی خیابانی در پارک دانشجو ترتیب دادیم که در آن افراد مبتلا به اچ آی وی مثبت و افرادی که اعتیاد تزریقی داشتند به همراه فعالان زنان و فعالان مدنی حضوری فعال داشتند، ما ضمن ارتباط چهره به چهره با مردم در باره این بیماری و راههای پیشگیری از ایدز با آنها صحبت می کردیم و توضیح می دادیم . می خواستیم نشان دهیم بیمار ایدزی مجرم نیست و ایدز نیاز به شناخته شدن دارد.
در رابطه با اعتیاد هم کارهایی که من و دیگر دوستانم انجام می دهیم راهنمایی و هدایت افراد مبتلا به اعتیاد به مراکز درمانی است. البته چون درمان اعتیاد کافی نیست و احتیاج به حمایت های بعدی دارد تلاش می کنیم آنها را به مراکز اشتغال معرفی و پی گیر کارشان شویم. متاسفانه این ها همه کارهایی است که نهادهای مدنی در فقدان رسیدگی نهادهای رسمی در این زمینه انجام می دهند. در واقع ما کمبود های آسیب شناختی در جامعه را درفقدان یا کم کاری نهاد های مسئول بی هیچ توقعی انجام می دهیم.
تغییر برای برابری : شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی پروین اردلان را اتهام اجتماع و تبانی غیر قانوین و تمرد در مقابل پلیس به قصد برهم زدن امنیت کشور طبق ماده 610 قانون مجازات اسلامی و رعایت ماده 25 قانون مجازات اسلامی وی را به دو سال حبس تعلیقی تا سه سال – با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده است . طبق این حکم وی چنان چه در مدت ایام تعلیق مرتکب جرمی شود، این حکم قابل اجراست. لیلا علی کرمی وکیل پروین اردلان به همراه موکل خود ظرف 20 روز آینده اعتراض به این حکم را تقدیم دادگاه تجدید نظر استان خواهد کرد.
پروین اردلان فعال جنبش زنان وعضو کمپین یک میلیون امضا، روز 13 اسفند 1385 به همراه 32 نفر از فعالان جنبش زنان در برابر دادگاه بازداشت شد. آن روز، زمان دادگاه او و 4 تن از فعالان جنبش زنان در شعبه ششم دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام برگزاری تجمع 22 خرداد 1385 در میدان هفتم تیر بود. پیش از تشکیل دادگاه، آنها با مشاهده برخورد خشونت آمیز پلیس با زنانی که به خاطر همبستگی و همدلی با متهمان 22 تجمع خرداد در انتظارشان بودند، از دادگاه خارج شدند تا مانع از ضرب و شتم و بازداشت زنان شوند که خودشان نیز به همراه آنان بازداشت شدند.
پروین اردلان درباره نحوه ابلاغ حکم به او گفت :« برای پی گیری وضعیت ممنوع الخروجی ام به شعبه 13 دادگاه انقلاب رفته بودم که حکم مربوط به پرونده 13 اسفند نیز به من ابلاغ شد. وی درباره پرونده اخیر خود گفت این پرونده در مورد سایت های تغییربرای برابری و زنستان است و پیش از این نیز مریم حسین خواه و جلوه جواهری به این بهانه در بازداشت بودند. » اتهام او در پرونده اخیر فعالیت تبلیغی علیه نظام است.
برنده جایزه اولاف پالمه در مورد وضعیت ممنوع الخروجی خود گفت: « اسفند سال گذشته قصد شرکت در مراسم اهدای جایزه بنیاد اولاف پالمه را داشتم که ممنوع الخروج شدم. به همین منظور مجددا به دادگاه احضار شدم و در مورد فعالیتم در سایت های تغییر برای برابری و زنستان مورد بازپرسی قرار گرفتم. پس از انجام بازپرسی پی گیر وضعیت ممنوع اخروجی ام شدم که بازپرس پرونده دلیل را جویا شد. اعلام کردم جهت شرکت در مراسم مختلفی دعوت شده ام که ایشان رفع ممنوع الخروجی را به رویت دعوت نامه منوط کردند. اما من دلیلی برای نشان دادن دعوت نامه به ایشان ندیدیم چون از لحاظ قانونی هم قرار نیست برای هر مسافرت اجازه دادگاه را کسب کنیم. ضمن مشورت با وکلایم در خواست دریافت گذرنامه ام را طرح کردم اما بازپرس پرونده در دادیاری ویژه امنیت اعلام کرد: " دعوت نامه را نیاوردی، ما هم کیفر خواست را صادر کردیم!" و به من گفته شد برای پی گیری آن باید به شعبه ای که پرونده ارسال شده مراجعه کنم. درشعبه 13 دادگاه به من اعلام شد که وقت رسیدگی به این پرونده 12 مرداد 1387 است و تا پیش از تشکیل دادگاه نمی تواند دستوری برای رفع ممنوع الخروجی صادر کند و قاضی شعبه 13 نیز تاکید کرد چون این دستور از سوی معاونت امنیت صادر شده آنها می توانند در این زمینه دستور رفع ممنوعیت را صادر کنند. مجددا به معاونت امنیت مراجعه کردم و بازپرس مجددا اعلام کرد که از حیطه وظایف او خارج شده و برعهده شعبه ارسال شده است. بنابر این می بینید که در این میان هیچ کس مسئول نیست و ظاهرا قانونی عمل می کنند ولی واقعیت امر این است که ممانعت از خروج فعالان زنان مدت هاست که در دستور کار قرار گرفته است، به قول دوستی "اگر اعلام می کردیم که قصد بازگشت نداریم حتما ممنو ع الخروجی مان رفع می شد!"
خبرگزاری مهر به نقل از استاندار مازندران خبر داد زنانی که در ادارات دولتی این استان، از الگوی حجاب مصوب دستگاههایی اجرایی تبعیت نکنند، اخراج خواهند شد. این هشدار در حالی به کارمندان زن این استان داده میشود که پلیس ایران در مرحله چهارم طرح ارتقاء امنیت اجتماعی اعلام کرده است با هرگونه «بدحجابی» در شرکتهای خصوصی به شدت برخورد خواهد کرد. بر اساس گزارش این خبرگزاری، ابوطالب شفقت، استاندار مازندران در جلسه شورای فرهنگ عمومی این استان گفته است: «زنان بدحجاب کارمند ادارات مازندران اخراج میشوند.» عالیترین مقام این استان شمالی ایران همچنین از تشکیل کارگروهی به نام «حجاب و عفاف» خبر داده که وظایفش «ترویج فرهنگ عفاف و حجاب و شناسایی و اخراج زنان بدحجاب در ادارات مازندران» است. وی همچنین تأکید کرده است استخدام زنان در ادارات این استان بر اساس حجاب باید انجام شود. آقای شفقت از مسئولان آموزش و پروش نیز خواسته است «بر حجاب دانشآموزان دختر و نحوه رفتار آنان در مدارس» کنترل بیشتری اعمال کنند. پیش از این مسئول کارگروه «حجاب و عفاف» استان مازندران با گلایه از کمبود مربی برای تروج حجاب در این استان گفته بود: «مازندران برای گسترش فرهنگ حجاب با کمبود مربی مواجه است.»
رضوان مقدم، عضو کمپین یک میلیون امضاء و از فعالان جنبش زنان، به 6 ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم شد.
رضوان مقدم به همراه 32 نفر دیگر از فعالان جنبش زنان در روز 13 اسفند 1385 در برابر دادگاه انقلاب دستگیر و پس از چند روز به قید کفالت آزاد شد. وی در 15 اسفندماه 1386 در شعبه 13 دادگاه انقلاب محاکمه شد و حکم وی مبنی بر 6 ماه حبس تعلیقی و ده ضربه شلاق (که به مدت 3 سال تعلیق شده)، روز گذشته (9 اردیبهشت ماه) به وکیل وی ابلاغ شد. حکم شلاق رضوان مقدم چهارمین مورد از احکام شلاق است که برای فعالان جنبش زنان از سوی دادگاه انقلاب صادر می شود.
طی یک ماه گذشته احکام 3 تن دیگر از فعالان جنبش زنان در رابطه با پرونده 13 اسفند صادر شده است. ناهید جعفری از اعضای کمپین یک میلیون امضا بر اساس حکم قاضی شعبه 13 دادگاه انقلاب به 6ماه حبس تعلیقی و 10 ضربه شلاق محکوم شده است. حکم نسرین افضلی نیز از فعالان جنبش زنان به 6 ماه حبس تعلیقی و 10 ضربه شلاق طی هفته های گذشته به وی ابلاغ شد.
پیش از این نیز زینب پیغمبرزاده، عضو کمپین یک میلیون امضاء در رابطه با پرونده 13 اسفند، به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
در اسفندماه سال گذشته نیز مرضیه مرتاضی لنگرودی از فعالان حوزه زنان در رابطه با همین پرونده به شش ماه حبس و 10 ضربه شلاق که برای مدت دو سال به حالت تعلیق در می آید، محکوم شد.


حداقل نياز يک انسان براي زندگي در هر اجتماعي تامين امنيت وي ميباشد که چندي است اين حقوق زير سوال رفته است. ما در محيطي محصوريم که در آن تعامل اجتماعي معمول بين دانشجويان، اعمال منافي عفت به شمار ميرود و به شدت محکوم ميشود اما تجاوز به حداقل هاي حقوق انساني يک دانشجو، کارآمدي مسوولان را اثبات ميکند! به بازي گرفتن حرمت و آبروي دانشجويان به عناوين مختلف، از جمله مشخص کردن عده اي به عنوان ناهنجار از جهت پوشش و منش، کميته هاي انضباطي به منظور ارعاب دانشجويان و برخورد تبعيض آميز استادان، از افتخارات ديگر محيط فرهنگي ماست.
توهين تا به جايي پيش رفت که گفته شد با حضور دختران، حضور در کلاس امکان پذير نيست! تا کجا مجبور به پذيرش عقايد ديگران و عقب نشيني از اعتقادات و تربيت خانوادگي خود هستيم؟ هنگاميکه تمام اعمال و حرکات ديکته وار بر ذهن و قالبمان حک ميشود؛ چگونه انتظار گرفتن حقي که گرفتني است نه دادني، مي رود؟
دانشگاه طي يک هدف بلند مدت و زير بنايي قصد خطکشي بين دختران و پسران و در مقابلِ هم قرار دادن آنها را داشته است و در اين زمينه با ترفندهاي متفاوت و استفاده از افراد مختلف، موفق عمل کرده است. آيا زمان آن نرسيده است که به بازي مسوولين پايان دهيم و با اتحاد، در يک جبهه قرار بگيريم و براي حقوق انساني خود بجنگيم؟ مسوول ذيربط با صداي هر اعتراضي مسوول پيگيري است. اين صداي اعتراض جمعي از دانشجويان است که خواهان احقاق حقوق خود هستند. بدانيد که دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انساني هنوز پا بر جاست.
اما رياست محترم دانشگاه، جناب آقاي دکتر چناقلو، ما دانشجويان معترض خواستار جبران بي تفاوتيهاي گذشته بوده و شروع آن را نه تنها عذرخواهي رسمي آقايان زاهد، حسيني و قاليچي ميدانيم بلکه اين شماييد که با عذرخواهي خود، به خاطر وضع موجود و خصوصا لکه ننگي که دامن دانشگاه را گرفته است، ميبايد حسن نيت خود را به اثبات برسانيد. در پايان لازم به ذکر است که حق پيگيري موضوع را تا زمان رسيدن به نتيجه مطلوب براي خود محفوظ مي داريم.
تجمع اعتراض آمیز جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز نسبت به رفتار وقیحانه ی معاون فرهنگی و دانشجویی، دکتر زاهد و رییس حراست، حسینی، با دختران و وضعیت اسفناک اخلاقی برخی از کارمندان ذیربط، امروز (دوشنبه) در صحن دانشگاه بین ساعات ۱۲ الی ۱۴ برگزار شد. به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، بار دیگر جامعهی دانشگاهی ایران شاهد هتک حرمت به چند دانشجوی دختر بود. پس از وقایع تلخ و تاسف برانگیز تهران، کرمانشاه و سبزوار این بار دانشگاه صنعتی سهند تبریز بود که چنین لکه ننگی را بر دامان مسوولین دید.
این تجمع توسط جمع کثیری از دانشجویان با هدف اعتراض به فضای مسموم فرهنگی و مخشوش شده دانشگاه که توسط مسوولین یادشده و کارمندان ذیربط پدید آمد؛ برگزار شد. در این تجمع دانشجویان با در دست گرفتن پلاکاردهایی که محتوای «تکرار حادثه کرمانشاه؟»، «نبود سند=دلیل سکوت»، «دانشگاه زنده است»، «نوآوری مسوولین در سال شکوفایی»، «حق»، «بی حیایی تا کی؟»، را در بر میگرفت و با سر دادن شعارهایی چون «ننگ بر حراست پوشالی»، «زاهد، حسینی، استعفا استعفا»، «دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد» و با خواندن بیانیه ای که ریاست دانشگاه، دکتر چناقلو را هدف خود قرار می داد خواستار پاسخگویی به شرایط ناامن اجتماعی فرهنگی دانشگاه بودند.
در این تجمع که با استقبال پرشور دانشجویان دختر و بصورت خود جوش برگزار گردید؛ دختران با اعلام این جمله که: "بدانید دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انسانی هنوز پا بر جاست"، انزجار خود را از رفتارهای غیرانسانی معاونت فرهنگی دانشجویی و رییس حراست اعلام نمودند. مسوولینی که تا دیروز ادعای اخلاقگرایی و ایجاد فضای سالم و پاک را داشتند و در این راستا از هیچ عملی چون احضار دختران به کمیته ی انضباطی و اعمال رفتارهای غیراخلاقی در جهت تفکیک جنسیتی دریغ ننمودند؛ اینک خود و کارمندان ذیربطشان با رفتارهای غیرانسانی و کتمان حقیقت، فضای فرهنگی دانشگاه را به مخاطره انداختند.
حکم محکومیت ناهید جعفری فعال جنبش زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضا به وی ابلاغ شد . او بر اساس حکم قاضی شعبه 13 دادگاه انقلابّ وطبق ماده 618 قانون مجازات اسلامی به اتهام اخلال در نظم عمومی به 6ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شده است.
زهرا ارزنی وکیل ناهید جعفری در این باره می گوید :«طبق قانون و رویه قضایی وقتی یکی از طرفین دعوا وکیلی را به دادگاه معرفی می کند مرجع قضایی مکلف است کلیه اوراق قانونی و اخطاریه ها را به نشانی وکیل وی ابلاغ نماید. علی رغم اعلام این موضوع به دادگاه باز هم حکم به موکل من ابلاغ شده است نه اینجانب.» وی درباره حکم ناهید جعفری گفت :« دادسرای انقلاب سه اتهام را به ایشان وارد کرده بود: اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی، تمرد از دستور پلیس و اخلال در نظم عمومی. طبق نظر دادگاه موکلم از دو اتهام تبرئه شده است. دادگاه متاسفانه اخلال در نظم عمومی را وارد دانسته و وی را به 6 ماه حبس تعلیقی به مدت دوسال و 10 ضربه شلاق محکوم نموده است.»
حکم شلاق پیش تر نیز برای مینو مرتاضی و نسرین افضلی از متهمان بازداشت شده در برابر دادگاه انقلاب (13 اسفند1385) صادر شده بود. دلیل صدور حکم شلاق برای فعالان اجتماعی و جنبش زنان در چیست؟ زهرا ارزنی می گوید :« در صدور چنین احکامی که متهمین آن فعالان اجتماعی و سیاسی هستند جای خالی افکار عمومی و هیئت منصفه کاملا مشهود است چراکه افکار عمومی یک فعال اجتماعی یا سیاسی را حتی به فرض اثبات اتهامش محکوم به شلاق نمی کند. یک فعال اجتماعی یا سیاسی اهداف والایی برای انجام عملی که ممکن است مجرمانه هم تعبیر شود دارد اما در این حکم ما شاهد صدور حکم شلاق برای این فعال اجتماعی هستیم که نوی تحقیر و وتوهین به فعالان اجتماعی و فعالیت اجتماعی است چون حداقل دادگاه می توانست به جای صدور حکم شلاق، جریمه نقدی را جایگزین کند» او در ادامه می افزاید :« به همراه وکیلم ظرف مدت تعیین شده اعتراض مان را تقدیم دادگاه تجدید نظر می کنیم»
ناهید جعفری عضو مرکز فرهنگی زنان و کمپین یک میلیون امضا، روز 13 اسفند در برابر دادگاه انقلاب به همراه دیگر فعالان جنبش زنان که در اعتراض به دادگاهی شدن 5 فعال جنبش زنان به دلیل تجمع 22 خرداد 1385در میدان هفت تیر اجتماع کرده بودند بازداشت شد. او حین بازداشت مورد ضرب و شتم پلیس نیز قرار گرفت و آسیب دید. او پس از آزادی از زندان به وکالت شیرین عبادی و نسرین ستوده، شکایتی را علیه مامور ضارب تقدیم نیروی انتظامی کرد اما تا کنون پی گیری هایش نتیجه ای نداشته و پرونده اش در مرحله تحقیقات است. زهرا ارزنی می گوید :« جالب است که ایشان در مقام متهم محکوم شده است اما در مقام شاکی پرونده اش هنوز در مرحله تحقیقات مانده است.»
، 19 آوريل - پاريس - مديركل بنياد تيليون اعلام كرد خانم جِرمِين تيليون (Germaine Tillion ) انسانشناس، فمينيست، مبارز مقاومت، از باقيماندگان كمپهاي بيگاري نازي، ميانجيگر صلح الجزاير و نويسنده فرانسوي روز شنبه در سن 100سالگي درگذشت.زندگي او براي پرزيدنت نيكلا ساركوزي الهامبخش بود و ساركوزي در مه 2007 طي نامهيي براي گراميداشت صد ساله شدن تيليون گفت همه عشق و محبت ملي نثار اوست. ساركوزي افزود انسانشناسي، فمينيزم و البته مقاومت، تبعيد، مبارزه براي عدالت اجتماعي، جنگ در الجزاير و البته نوشتن كتب بسيار، كارهاي تحقيقي و غيره، براي من امكانش نيست كه همه جنبههاي زيبا و پرارزش او را در اينجا يادآور شوم. تيليون در 30 مه 1907 در خانوادهيي مرفه در مركز كوهستاني فرانسه بهدنيا آمد. او به عنوان يك انسان شناس تحصيل كرد و در سالهاي 1930 ترجيح داد در الجزاير زندگي كند. او بعدها نوشت كه انسان شناسي به او روشن بيني داده است و به من آموخته كه فرهنگ ديگران را محترم بدانم. بين سالهاي 1934 تا 1940 چهار بار به الجزاير به وسيله اسب سفر كرده بود و با عشاير محلي زندگي كرده بود و مشاهدات اوليه خود را در اين دوران كسب كرده بود. در دوران جنگ كه براي اولين بار مورد توجه عموم قرارگرفت به عضويت يك شبكه مقاومت روشنفكران تحت نام موزه نوع بشر درآمد كه در شروع اشغال توسط آلمان در جنگ جهاني دوم تأسيس شده بود.در سال 1942 وي توسط يك كشيش خائن لو رفت و گشتاپو او را در پاريس دستگير كرد. در همين زمان مادر او هم در اين گروه بخاطر پناه دادن به يك خلبان بريتانيايي دستگير شد و هر دو با هم در 1943 به كمپ بيگاري زنان در راوِنسبروك (Ravensbruck)فرستاده شدند. تيليون از تخصص تحصيلي خود استفاده كرد و كمپ بيگاري نازي را بهعنوان كيس مورد تحقيق خود قرارداد و بعد از آن توانست دو كتاب معروف راجع به راونسبروك منتشر كند.در كمپ راوِنسبروك از 132 هزار نفر، تعداد 50 هزار نفر از خستگي مفرط و بيماري و همچنين تزريقات مرگبار و افتادن در كوره گاز جان خود را از دست دادند و مادر خود تيليون هم در 1945 به كورده گاز فرستاده شد. او همچنين نويسنده يك اوپرا بود بنام كارگر كمپ به جهنم ميرود (Le Verfugbar aux Enfers ). اين اوپرا كه در 1944 به رشته تحرير درآمد در يك كشوي ميز به مدت حدود 60 سال باقي ماند تا اينكه در گراميداشت صدساله او در اختيار هزاران نفر براي تماشا قرارگرفت. وي بعد از جنگ به الجزاير بازگشت و طي سالهاي بحران و جنگ بين دولت فرانسه و الجزاير ميانجيگري ميكرد. او مراكز اجتماعي براي مسلمانان روستا كه آواره شده بودند ايجاد كرد و در 1957 در اوج نبردهاي الجزاير كه به استقلال كشور از فرانسه انجاميد يك آتش بس را بطور سري با فرماندهان نظامي محلي ترتيب داد. تيليون يكي از برجستهترين شخصيتهاي فرانسه بوده است و يكي از 5زني است كه مدال صليب معظم از لژيون افتخار(Legion d'honneur ) را بهدست آورد. او همچنين در فرانسه مدال صليب زمان جنگ و مدالهاي مقاومت دريافت كرد. آلمان نيز به مدال افتخاري فرمانده دستور شايستگي جمهوري فدرال در 2004 را اعطا كرد. در ميان مدالهاي زياد او همچنين پِريكس مونديال سينو دِل دوكا(Prix mondial Cino Del Duca ) را براي كارهايش دريافت كرد. تيليون دو بيوگرافي را تحرير كرد اما اثر اصلي او همانا جمهوري پسرعموها: سركوب زنان در جمعه مديترانهيي كه در آن وي موضع اجتماعي زنان در سراسر شمال آفريقا و اكثر سواحل شرقي مديترانه را توضيح ميدهد…».
هنوز چيزي از شروع سال نگذشته با احكام بازداشت و احضاريه وباز پرسي فعالين حقوق زن مواجه مي شويم :
10 فروردين زينب پيغمبرزاده، دانشجوي رشته جامعه شناسي دانشگاه تهران، به دو سال حبس تعليقي محکوم شد اين در حالي بود كه زينب پيغمبرزاده پيش از اين نيز به دليل فعاليتهاي دانشجويي، ۲ ترم از تحصيل محروم بود.
صبح روز شنبه 17 فروردين پروين اردلان عضو کمپين يک ميليون امضا به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام , در رابطه با سايت زنستان و تغيير براي برابري به شعبه يک دادياري ويژه امنيت، احضار شد .و برايش قرار التزام صادر شد.
روز دو شنبه 19 فروردين نوشين محمدي مدير مسوول هفته نامه نداي جامعه به شعبه 11 دادگاه تجديد نظر كرمانشاه به اتهاماتي از قبيل چاپ عکس هاي مبهم، تفرقه افکني قومي، چاپ مواضع گروه هاي غيرقانوني، تشويش اذهان و… احضار شد .
صبح روز سه شنبه 20 فروردين ماموران اطلاعات نيروي انتظامي با ورود به منزل خديجه مقدم، فعال کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز و عضو گروه مادران صلح، او رابه 'اتهامم تبليغ عليه نظام، تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه امنيت ملي دستگير، و پس از بازجويي در اداره پليس امنيت، به دادگاه انقلاب منتقل کردند .
و در آخرين روزهاي ماه نيز با تهديدات جاني عليه شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل مواجه مي شويم .
البته اين گوشه اي ازفشارهايي ست بر عليه ما زنان بگذريم از ارتقا طرح امنيت اجتماعي كه با شروع سال جديد وارد مسائل شخصي ما نيز شده است .و قرار است با شدت به برخورد با آن بپردازند .!!!
بايد از مامورين نيروي انتظامي پرسيد مگر تا به حال برخوردها چه طور بوده كه امسال از شدت باز هم بيشتري برخوردار خواهد شد؟!! سالي كه نكوست از بهارش پيداست.