چادر ملی رسيد!
اين روزها حرف از كارت سوخت است و بنزين، صحبت از قم و تهران است كه با يك زمين لرزه، دل مردمانش حسابي ترسيده ، ديگر سخني نيست از آن بگير و ببند ها ، باز هم تك و توك تعدادي ماشينهاي گشت طرح امنيت اجتماعي را بر سر ميادين و چهار راهها مي بيني اما .... .
اما تا همين چند هفته پيش بود همه مشكل مملكت و دولت شكل موی جوانان بود!
( بر خلاف گفته احمدي نژاد قبل از انتخابات)تمامي اعوان و انصار دولت مهرورزي در اين باره داد سخن سر دادند. دژخيمان نيروي انتظامي با چنان سبعيتي بر جان زنان و دختران و پسران اين سرزمين افتادند كه انگار دارند با دشمني بيگانه به جدال برمي خيزند .دستاورد اين طرح امنيت اجتماعي خودكشي چند دختر جوان بعد از آزادي از بازداشتگاه هاي نيروي انتطامي بود، تجاوز و تهديد نواميس مردم توسط همين نيروي به اصطلاح حافظ مردم ، شوي مضحك برخورد با اراذل اوباش و مراسم اهداي آفتابه به آ نها ، هزاران تعهد و وثيقه و ... . اما آهسته ، آهسته چون چند سال گذشته صداي برخوردها خوابيد، از حالا چهره هاي مختلفي با توجه به نزديكي به انتخابات هر روز ظهور مي كنند و ... .اما شروع اين سناريو بر مي گردد به حدود يك سال و نيم پيش ، دوباره صداي موج تهاجم فرهنگي از جانب مسئولان رژيم برخواست ، اين بار صحبت از لباس ملي شد، صحبت از چادر ملي شد، نمايشگاه مد اسلامي در تهران به را افتاد، طرح برخورد با بدحجابان اجرا مي شد و در كنارش تصميم گرفته شد كه تعدادي فروشگاه تعيين گردد تا شهروندان درجه سه و چهار ساكن ام القراي اسلامي ، لباس متناسب با شان جامعه را از آنجا تهيه نمايند!
طرح ازدواج موقت مطرح شد! بله اين روزها هرچه بگير و ببندها كمتر رخ مي دهد، به جايش تصاوير گوناگون ويترينهاي مزين به اين جمله چشمانت را نوازش مي دهد : (چادر ملي ، چادر ملي رسيد و ...)فاشيست هاي اسلامي ، شايد بر خود ببالند كه توانسته اند حداقل بر تن بسياري از مردمان ساكن سرزمينمان لباسي متحد الشكل بپوشانند و اين را نمره اي درخشان در كارنامه ام القراي اسلامي به حساب آورند. اما واژه ملي به چه چيز اتلاق مي شود، چادر ملي اصلا يعني چه؟
چادر هايي كه 90 درصد پارچه شان از خارج از كشور تهيه مي شود، نام چادر ملي مي گيرند، جمهوري اسلامي بعد از 27 سال كه حجاب را اجباري كرده هنوز نتوانسته بي نياز از توليد پارچه هاي چادري باشد، بعد رئيس جمهورش صحبت از پيوستن ايران به باشگاه اتمي مي كند ، صحبت از پيشرفت و صنعتي شدن مي كند.
احمدي نژاد صحبت از قطار بي ترمز هسته اي مي كند، صحبت از دختر 15 ساله و دانشمند اتمي مي كند، اما همان دختركان 15 تا 20 چند ساله با همان چادرهايي كه زير چرخهاي خارجي دوخته مي شوند، به شيخ نشينها به پاكستان و به اروپا صادر مي شوند . محصولات صادراتي و غير نفتي جمهوري اسلامي ايران!
از در اكثر مغازه ها كه رد مي شوي بر روي پارچه اي نوشته شده ، چادر ملي رسيد!به شما حاكمان جمهوري اسلامي تبريك مي گويم، به خاطر چادر ملي و به خاطر دختركان 15 ساله! به شما ولي فقيه رهبر مسلمانان جهان مي گويم عمامه تان را كمي بالاتر بگذاريد .
علي از وبلاگ يار دبستاني
http://yardabestani.blogfa.com
عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه اعلام كرده كه مشكلي براي بر عهده گرفتن وكالت هاله اسفندياري محقق موسسه ودرو ويلسون آمريكا از سوي شيرين عبادي وجود ندارد. آقاي جمشيدي كه در نشست هفتگي خود در جمع خبرنگاران سخن مي گفت گزارشات مبني بر عدم اجازه بهخانم شيرين عبادي براي بر عهده گرفتن وكالت هاله اسفندياري را كذب دانست. در گفتگويي كه با شيرين عبادي حقوقدان و برنده جايزه صلح نوبل داشتم از عكس العمل او در رابطه با اين اظهار نظر سخنگوي قوه قضائيه پرسيدم.
عبادي: آنچه كه من ادعا كردم براي بار دوم اتفاق افتاده بود و 15 روز قبل از آن تاريخ همكاران محترم من آقايان سيف زاده و سلطاني يك مراجعه كرده بودند بازپرس حتي حاضر نشده بود وكالت نامه را بگيرد، اجازه ملاقات با خانم اسفندياري هم داده نشده بود، بار دوم كه من مراجعه كردم ديدم وضع بدتر است حتي اجازه ورود بهساختمان هم داده نشده، من اميدوارم كه با تذكر مسئولين قوه قضائيه متوجه باشند كه قانون براي اثبات بيگناهي موكل دست وكيل را باز گذاشته كه هر زمان كه بخواهد موكلش را ببيند و بهبازپرس پرونده براي ارائه دلايل و صحبت اجازه ديدار داشته باشد. شيوه دادگاه انقلاب اين است كه در مورد تأمين سياسي دم درب اجازه ورود نمي دهند و مي گويند بايستي قبلاًً هماهنگ بشود، اگر قرار بر اين است كه در آينده اجازه داده بشود كه من بروم و موكلم را ببينم بسيار سپاسگذارم كه با ديد مثبت دارند بهاين مساله نگاه مي كنند و من فردا براي ملاقات با بازپرس و ملاقات با موكلم [با تاكيد روي اين عبارت] مراجعه خواهم كرد.
مجري: خانم عبادي؛ بهگفته مقامات ايراني خانم اسفندياري در حال حاضر بهجاسوسي متهم شدند، قانون چي مي گويد در اين مورد با توجه بهاينكه هنوز دادگاه ايشون تشكيل نشده و حكمي هم صادر نشده.
عبادي: بهموجب قانون تا كسي محاكمه و محكوم نشود، حق ندارند او را متهم بهجرمي خصوصاً بهصورت و آشكار بكنند. اين اتفاق در مورد موكل من افتاده بدون اينكه گناهكارياش ثابت بشود آمدند از طرف وزارت اطلاعات متهم بهجاسوسي شد اين خلاف قانون ايران است متأسفانه تنها باري نيست كه اتفاق افتاده، همين اتهام در مورد آقاي سلطاني بود كه از سوي قسمتي از مقامات قوه قضائيه متهم شدند بهاينكه جاسوس هستند و اسرار مخفي را بهدشمن مي دهند، اما بعد از اينكه هفت ماه در زندان بودند حكم برائت ايشان صادر شد
سايت راديو آلمان :
روز 22 خرداد روز همبستگي زنان ايران نام گرفته. فعالآن زن مي گويند جنبش زنان در دوسال اخير پيشرفتهاي چشمگيري داشته ولي در ميان سنگلاخي از تهديد، زندان و ارعاب راه خود را باز كرده است. براي روز 22 خرداد حتي امكان يك تجمع ساده هم بهزنان داده نشده. با اين حال بيش از هفتصد نفر از مدافعان برابري جقوق زنان مردان در ايران با صدور بيانيه اي بهاستقبال اين روز رفته اند و از اهداف جنبش زنان ايران حمايت كرده اند. دانشجويان دفتر تحكيم وحدت نيز خواهان برگزاري تجمعي در ميدان هفت تير شده اند كه تاكنون بهآنها مجوزي داده نشده. گفتگويي با آسيه اميني روزنامه نگار و از فعالآن جنبش زنان
دويچه وله: آيا براي فردا برنامه يا مراسمي درنظر گرفته ايد؟
آسيه اميني: راستش تا اين لحظه كه من با شما صحبت مي كنم، هيچ برنامه ي خاصي قرار نيست فردا برگزار بشود. در واقع گروههايي كه در سال گذشته تجمع هاي آزاد برگزار كنند و هماهنگ كننده ي آن گروهها بودند بهدلايل مختلفي ترجيح دادند امسال با يك بيانيه اين روز را گرامي بدارند و اين روز را احتمالاً همانطور كه مي دانيد روز همبستگي زنان ناميدند. ولي در كنار ما دوستان جوان ديگري هستند كه در واقع در دفتر تحكيم وحدت تقاضاي مجوز برگزاري يك تجمع آزاد را داده اند و پيشنهادشان بهطور مشخص براي ميدان هفت تير، جلوي دانشگاه تهران و پارك دانشجو بوده كه متأسفانه تا اين لحظه كه من با شما صحبت مي كنم هنوز خبر مشخصي از نتيجه ي اين درخواست بهآنها داده نشده است. البته در اين ساعت كه من با شما صحبت مي كنم يك دو سه ساعتي هست كه بي خبرم و از آخرين خبرها جا مانده ام، ولي بدون شك اگر مجوزي صادر شده بود بهاحتمال زياد من خبردار مي شدم. تا صحب امروز مي دانستم كه هيچ نتيجه اي گرفته نشده است.
سال 85 تجمع زنان در ميدان هفت تير با خشونت بسياري روبه رو شد و سركوب شد. با اينجال از دل آن كمپين يك ميليون امضا بهوجود آمد و اين روز بهروز همبستگي زنان در ايران تبديل شد. شما اين همبستگي را تا چه اندازه گسترده ارزيابي مي كنيد و چه طيف هايي از زنان درعمل و نظر از آن حمايت مي كنند؟
همانطور كه شما هم اشاره كرديد، سال 85 سال بسيار پرباري براي جنبش زنان بود. نه فقط كمپين يك ميليون امضا كه كمپين هاي زيادي در داخل اين جنبش شكل گرفت و از داخل ايران هدايت و مديريت شد. كارهاي بسيار زياد و ارزشمندي درواقع دستاورد جنبش زنان، نه فقط در سال 85 كه از سالهاي پيش بهاينور بود. ولي سال 85 شايد نمود عيني تري پيدا كرد و بهعرصه هاي عمومي بيشتري كشيده شد و در واقع همين مسأله باعث شد كه طيف بيشتري از مردم نسبت بهآن آگاهي پيدا بكنند و با آن درگير بشوند، درگير از نظر فكري و اينكه با موضوعات جنبش زنان درگير بشوند. و همين مسأله همانطور كه شما هم اشاره كرديد، بله كمپين هاي زيادي درايران، ازجمله كمپين يك ميليون امضا در جنبش زنان الآن مشغول فعاليت هستند و در واقع يكي دوتايي كه من در آنها درگير هستم، مثل كمپين قانون بي سنگسار، كمپين ورود دختران بهورزشگاههاي مختلف، كمپين مادر من، سرزمين من كه در واقع دنبال اين هست كه بهزنان خارج از اينكه تابع قواعد سرزمين همسرشان باشند، خودشان بهطور مستقل بتوانند تابعيت داشته باشند و خيلي چيزهاي ديگر، ازجمله كمپين يك ميليون امضا كه بسيار دوستان ما در آنجا تلاش گسترده اي كردند براي رفع تبعيض از زنان در قانون و فعاليت هاي فردي، گروهي، نهادي، موسسه اي خيلي خيلي گسترده اي كه زنان بسياري را درگير خودش كرده. بله، من سال 85 را سالي بسيار پرباري براي زنان ارزيابي مي كنم. و. همانطور كه گفتيد دست كم ما الآن چندين زن را داريم كه بهخاطر تلاشهاي زنان توانسته اند از مرگ نجات پيدا بكنند و توانسته اند بهزندگي طبيعي خودشان برگردند و توانسته اند يك تجربه ي در واقع كار جمعي را با تولد دوباره بهدست بياورند. و در كنار آن افزايش آگاهي عمومي نسبت بهمسايل زنان بسيار نسبت بهسالهاي قبل گسترده تر شده است. من فكر مي كنم شايد يكي از مهمترين دستاوردهاي جنبش زنان را بشود كشاندن گفتمان درون گروهي و گفتمان روشنفكري بهعرصه هاي عمومي و گفتمان اجتماعي عنوان كرد. بهنظر من اين يكي از ويژگي هايي بود كه همواره جنبش زنان در طول تاريخ و سابقه ي كاري خودش با كمبود در مورد آن مواجه بود. و من از اين بابت خيلي خوشحالم، براي اينكه يك جنبشي نتواند خاستگاه اجتماعي خودش را پيدا بكند، اصلا ناگفته پيداست كه محكوم بهشكست است. اما جنبش زنان نه تنها توانست اين خاستگاه اجتماعي و اين گفتمان اجتماعي را وارد بشود كه خودش تبديل شد بهيك نقطه اي كه جنبش هاي اجتماعي ديگر را بهم پيوند مي دهد.
جنبش زنان از يكطرف گسترش عمقي پيدا كرد در جامعه و از يكطرف هم گسترش افقي پيدا كرد. ولي الآن با شرايطي روبه رو هستيم كه حتا امكان برگزاري يك تجمع ساده هم بهنظر مي آيد چندان ساده نباشد و چندين هفته هم هست كه با مسأله ي مبارزه با بدحجابي و بيحجابي روبه رو هستيم و فشارهايي كه دارد وارد مي شود. از آنطرف هم مي بينيم عليرغم تمام اين فشارها خواسته هاي زنان كم كم راه خودش را باز مي كند، بهطوريكه حتا چهره هاي بسيار مذهبي از پاره اي از اين خواست ها دفاع مي كنند. شما ادامه ي اين وضعيت را چگونه مي بينيد؟
ببينيد، از نظر من سركوب هيچوقت نتيجه ي مثبتي براي سركوبگر نداشته است. در واقع اين را من نمي گويم، سالها قبل علماي روانشناسي گفته اند. سركوب نتايج. در واقع دستاوردهاي منفياش بهسركوبگر بيشتر برمي گردد تا بهسركوب شونده. من در مورد جنبش زنان فكر مي كنم كه همين ارزيابي ما از دستاوردها و نتايج كار فعالآن جنبش زنان در سال 85 خودش نشان مي دهد نتايج اين سركوب چه بوده است؟ ما سال 85 اگر با سركوب هفت تير مواجه شديم، امسال مي بينيد كه همه ي رسانه ها و همه ي فعالآن زن. باور كنيد من روزي دهها اي ميل دارم فقط در مورد اينكه برنامه ي شما براي 22 خرداد چه هست؟ اين خودش نشان مي دهد ما بهچيزي كه مي خواستيم رسيده ايم. بنابراين نتيجه ي اين سركوب متوجه ي ما نشده و بهنظر من اين سركوبگر است كه بايد براي خودش فكري بكند. ما راه خودمان را مي رويم و بهآن باور داريم. اين راه يك راه كاملاً انسانيست، يك راه كاملاً عادلانه و منصفانه است و هر آدم عاقل و منصفي نمي تواند با اين عدالتخواهي و حق طلبي مبارزه بكند يا با آن مقابله بكند و يا مخالفت بكند. بنابراين اين ما نيستيم كه مرعوب اين شرايط بايد بشويم، آن كسي كه سركوب مي كند بايد راه بهتري پيدا بكند براي تعامل با اين شرايط.
مصاحبه گر: مريم انصاري
روزي كه زنان براي گرفتن حقشان عزم جزم كرده اند

رواج يك فرهنگ تبعيض آميز عليه زنان, نه حاصل يك نظام طبيعي و نه مبتني بر زيست شناسي, بلكه نتيجه قوانين نابرابر وضع شده است.
وضعيت زنان در هر كشوري شاخص ارزيابي پيشرفت و تكامل آن جامعه محسوب مي شود. ميزان مشاركت زنان در ارگانهاي تصميم گيري جامعه, پارلمانها, مديريت سازمانها و دستگاههاي سياسي, اقتصادي و ميزان اشتغال آنها و مشاركت در بازار كار, از شاخصهاي مهم ارزيابي به شمار ميروند.
شاخصهايي كه نشان فاصله گرفتن هر جامعه از انديشه و فرهنگ عقب مانده مردسالاري است, كه از قرون وسطي تا به امروز ادامه داشته و در هر مرحله از تاريخ لباس ديگري به تن كرده است.
اما بشر در دنياي امروزه گامي كيفي در تمامي عرصه هاي علم و پيشرفت بشريت برداشته است و اين روند تكاملي نيازمند يك انديشه عاري از تبعيض و هر گونه عقب ماندگي در جامعه است.
با وجود تمامي پيشرفتهايي كه زنان در دهه هاي اخير كرده اند, و با وجود اينكه برابري و عدالت دغدغه اصلي عصر ما بوده و هست, متاسفانه جامعه كنوني ما نه تنها در اين زمنيه ميداني را براي زنان و پيشرفت آنها در امر جامعه فراهم نكرده است, بلكه با ناديده گرفتن حقوق انساني زنان و بن بست هاي قانوني و قوانين تبعيض آميز عليه زنان در جامعه, و با تصويب قوانين ناعادلانه بر عليه زنان, عرصه را به طور قانوني بر زنان تنگ كرده كه هر بار با بهانه هاي واهي اقدام به دستگيري زنان فعال و آزاده ميكند تا شايد بتواند مانع از به كارگيري اين انرژي بيكران نهفته در زنان شود و آنان را به انفعال بكشاند. همچنان كه طي ماه هاي اخير تعداد زيادي از زنان توسط دادگاه انقلاب دستگير و يا احضار شده اند و با وثيقه هاي سنگين آزاد شده اند.
به گفته خانم نسرين ستوده كه وكالت چند تن از فعالين جنبش زنان را نيز بر عهده دارد, در طول دو سال گذشته تا كنون 121 مورد اعم از احضار و بازداشت را در مورد فعالين جنبش زنان شاهد بوديم و قريب يك ميليارد تومان به عنوان تضمين اعم از وثيقه و كفايت از فعالين جنبش زنان اخذ شده است. چنانچه كه خانم زينب پيغمبر زاده نيز با يك وثيقه سنگين ماه گذشته از زندان آزاد شد.
همچنين كه در يك ماه گذشته شاهد آن بوديم, خانم «بهاره هدايت» از زنان تجمعكننده در روز 22 خرداد در ميدان هفت تير تهران را به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعليق درميآيد محكوم كردند, و ده ها تن از زنان فعال ديگر كه به اتهام اخلال در امنيت ملي دستگير شدند . در تجمعي كه در برابر دادگاه انفلاب تهران, كه به منظور اعلام همبستگي با زنان دستگير شده برگزار شد, بيش از 30 تن از زنان بازداشت شدند و شماري از آنها بدون هيچ دليلي 17 روز را در سلولهاي انفرادي به سر بردند.
اگر با يك نگاه منصفانه به آمار دستگيري زنان فعال جنبشها و احضار كردن آنها به بهانه هاي مختلف و گذاشتن وثيقه هاي سنگين براي اين افراد نگاه كنيم, بايد به اين سوال پاسخ داد كه مگر زنان در اين مرحله از تاريخ چه چيزي ميخواهند, جز آزادي و بدست آوردن جايگاه اصلي و تاريخيشان ؟هر چند كه زنان ايران بارها و بارها و به شيوه هاي مختلف اعتراض خود را نسبت به قوانين تحقير آميز و تبعيض جنسي اعلام كرده اند, اما نه تنها اين مطالبات بي پاسخ ماند, بلكه با اتهامات و احكامي همچون زندان و ... به همراه بود.
تبعيض جنسي به معناي اعمال و رفتار و ايدئولوژي هايي كه زنان را فرودست تر و كم ارزشتر از مردان ديده و اين انديشه تبعيض آميز در رديف بدترين مصيبت هايي هستند كه مايه رنج و محروميت بشر و پيشرفت جامعه ميشوند.
در اين تبعيض اين تنها زنان نيستند كه از يك ديدگاه عقب افتاده و كهنه رنج ميبرند, چرا كه اين ديدگاه فرهنگي را در كل جامعه نهادينه ميكند كه تمام جوامع ذخيره اي عظيم از توانايي هاي فكري و انساني را كه در اثر اين تفكر ناديده گرفته شده است از دست ميدهد. رواج يك فرهنگ تبعيض آميز عليه زنان, نه حاصل يك نظام طبيعي و نه مبتني بر زيست شناسي, بلكه نتيجه رفتار اجتماعي نادرست و عقب مانده با زنان است .
در آستانه سالگرد 22 خرداد, روزي كه زنان اعتراض خود را به تمامي قوانيني كه حقوق زنان را پايمال ميكند ابراز داشتند, بيش از هر زمان ديگري به ضرورت همكاري و اتحاد جنبش زنان ميتوان پي برد. 22 خرداد روز زنانياست كه براي تغيير يك فرهنگ عقب افتاده بار ديگر نشان دادند كه هيچ چيز نميتواند جنبش رو به پيش زنان را از حركت بازدارد.
انجمن آواي روز ، خرداد 86
کانون زنان ایرانی:بیش از هفتصد مدافع حقوق برابر با صدور بیانیه ای تحلیلی به مناسبت فرارسیدن22 خرداد ،روز همبستگی زنان ایران به مسئولان گوشزد کردند که اگر به جای پاسخی منطقی و شنیده شدن مطالبات برحق زنان، روندهای خشونت آمیز علیه زنان همچنان تداوم یابد و سیاست های منطقی از سوی مسئولان در جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز (به ویژه نابرابری موجود در قوانین خانواده) اتخاذ نشود، بی شک تراکم خواسته های برحق زنان و عدم پاسخگویی به آن، نه تنها زندگی زنان که حیات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذیری خواهد کرد.
قسمتی از متن بیانیه و اسامی امضاکنندگان به این شرح است:
22 خرداد سال 1385 در سالگرد روز همبستگی زنان ایران، جنبش زنان شاهد وقوع اتفاقی مهم و تاریخی در تاریخ یکصدساله خود بود. فضای اجتماعی آن زمان _ که به دلایل مختلف _ دچار بهت زدگی و انفعال نسبی شده بود، فعالان جنبش زنان و در مجموع جامعه مدنی را نیز از حرکت بازداشته بود و ما شاهد رکود و سردرگمی در بخش های بزرگی از جنبش زنان بودیم. اما تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر به مناسبت سالگرد 22 خرداد (سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 1384)، با همراهی و همت جنبش دانشجویی و دیگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سندیکایی، نه تنها این بهت زدگی و انفعال را شکست و لزوم تداوم فعالیت های زنان را فارغ از جناح بندی های سیاسی یادآوری و تثبیت کرد، بلکه بحث حقوق برابر زنان را که خواسته این تجمع بود به شکلی بسیار گسترده تر از پیش در سطح جامعه و افکار عمومی مطرح ساخت.
از سوی دیگر این حرکت به رغم تصور برخی نه تنها به ریزش نیروهای جنبش زنان منتهی نشد بلکه به عامل موجهی برای انسجام مجدد نیروهای مختلف درون جنبش زنان تبدیل شد، و مهم تر از آن باعث شد نیروهای جدید و تازه نفس به جنبش زنان جذب شوند و «کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» شکل بگیرد، در نتیجه با آغاز به کار این کمپین مردمی، خواسته های این جنبش را در ابعاد بسیار وسیعی، با روش های خلاق و نوآورانه (از جمله روش چهره به چهره / کو به کو) به میان نیروهای مختلف اجتماعی تعمیم دهد. در واقع تجمع اعتراضی و مسالمت آمیز 22 خرداد در میدان هفت تیر باعث تکثیر جنبش زنان و نیز طرح گسترده تر مطالبات برابری خواهانه زنان شد.
نويسنده : مريم حاميان
طرح ازدواج موقت توطئه شوم ، عليه زنان ميهن
مجلس با ارائه طرح مضحك ديگري در قرن بيست و يكم ، در صدد تصويب طرح و توطئه ازدواج موقت عليه زنان و دختران ميهن است .
بايد به اين آقايان سود جو كه فتواي تعدد زوجات را ميدهند ، خاطر نشان نمود ، زنان كشور بعنوان انسانهاي آگاه و مستقل جامعه، داراي حقوق برابر با مردان هستند . و اينگونه تصميم گيريهاي مرتجعانه و عقب مانده دوران بربريت ، لايق اهل بيت خودتان است .
ظاهرا اين فلاسفه قرن ، از واقعيات جامعه سخت غافلند كه مشكلات جوانان و دختران جامعه تنها با ازدواج و رابطه هاي سود جويانه حل و فصل نميشود بلكه مشكل و معضل اصلي اين جوانان بي لياقتي اربابان صدر نشين مجلس و دولت و نداشتن مينيموم حقوق اجتماعي و سياسي و اقتصادي در جامعه است .
قدري به خود زحمت داده و فقط پرونده بالا كشيدن بيت المال را توسط همان آقاياني كه فكر ميكنيد مي توانند قيم دختران محروم ميهنمان باشند را رو كنيد و اگر عرق شرمي بر پيشانيتان ظاهر شد آنرا با افتخار پاك نماييد .
كارگر بيچاره اي كه بدليل عدم تامين مايحتاج زندگي زن و فرزند خود دست به خودكشي ميزند ، دختران جواني كه بدليل فشار هاي مادي خانواده و فقر خود سوزي ميكنند ، پسران جواني كه بر اثر فشار زندگي و بيكاري خود را حلق آويز ميكنند .... آيا همه اين فجايع با ازدواج موقت و چند همسري حل ميشود ؟ آقايان سخت در اشتباهند. ظاهرا اين دولتمردان با اشتباه محاسباتي 180 درجه اي از تحليل اجتماعي مملكت و همچنين از وقايع روز و معضلات جامعه پرت شده اند . وبايد گفت اين فتوا دادن ها ، بدرد عمه خانمتان ميخورد .
لطفا به اين ملت بگوييد كه به پز انرژي اتمي و تكنولوژي هسته اي شما نگاه كنند و يا به فتواي قرون وسطي اي چند همسري كه محصول و توليد كارخانه مجلس نشينان و كارگزاران و مال اندوزان حاكميت است ، چه ميشود كرد اقتصاد يكجوري بايد راه به جلو باز كند اين هم نوعي تجارت و كسب و كار است ، به عبارتي خريد و فروش رسمي دختران و زنان تنگدست كشور و زمينه اي براي فقر بيشتر كارگر و كارمند و معلم و ساير اقشار .... كه نتوانند هزينه زندگي فرزندان خود را تامين نمايند و دسته گلهاي خود را دو دستي تقديم يك عده مال اندوز كلاهبردار و دين فروش نمايند . آقايان وقاحت هم حدي دارد ، درب ديزي باز است حياي گربه كجا رفته ؟ بترسيد از آن روز كه كاسه صبر اين ملت سرريز شود .
طبق اطلاعات رسیده حدود دو هفته پیش جسد تکه تکه شده خانم شکوه (خدیجه) آریائی، که داوطلبانه مددکار اجتماعی جوانان زیر 18 سال در زندان های تهران بود، در خانه ایشان پیدا شده است. مرتکبین این جنایت به جز دفترچه تلفن و تقویم و دفترچه یادداشت الکترونیکی، از منزل ایشان چیز دیگری نبرده اند. مقامات امنیتی و قضائی تهران در این باره تا کنون سکوت کرده و اجازه انتشار هرگونه اطلاعی در این مورد را نمی دهند.

کبری. ن متولد سنندج است. او که مادر چهار فرزند است٬ زندگي پر از مرارت و بدبختي داشته و اکنون بدليل وجود يک حکومت فاشيست اسلامي٬ در آستانهی سنگسار شدن است. زندگي کبرا٬ ن نمونه مجسم ٬ تحقير و فقر و بدبختي٬ نمونه مجسم خشونت خانگي و خشونت دولتي عليه زنان و نمونه مجسم زندگي زنان در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي است. کبرا مجبور بهازدواج اجباري شده و سپس مجبور بهتن فروشي توسط همسر معتادش ميشود. ... اين زن که روزانه زير فشار اين رفتارهاي وحشيانه خرد ميشده٬ در نهايت با يکي از مشتريها بهاسم حبيب دوست ميشود و حبيب همسر او را بهقتل ميرساند. حبيب با دادن ديه از زندان آزاد شده و اکنون کبرا بهجرم رابطه جنسي خارج از ازدواج در آستانهی سنگسار است. به کمپين جهاني عليه سنگسار بپيونديد و کمک کنيد کبری را نجات دهيم
کميسيون عفو و بخشودگي براي سومين بار درخواست کبري ن. را رد کرد و به اين ترتيب او را در يک قدمي سنگسار قرار داد.مريم کيان ارثي، وکيل کبري ن. در نامه اي به هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه شرح حال وي را نوشته و از اينکه با رد درخواست وي از سوي کميسيون عفو و بخشودگي، همه راههاي قانوني به روي او بسته شده ابراز نگراني کرده است. در بخشي از اين نامه کيان ارثي شرح حال کبري را چنين بيان مي کند: "موکل اينجانب، کبري، ن. ، زني است 42 ساله، ديپلمه و اهل سنندج که در سال 59 با همسرش ازدواج مي کند. او مادر 4 فرزند است.همسر او پس از گذشت مدت کوتاهي از زندگي مشترک گرفتار اعتياد به هرويين شده و براي امرار معاش و گذران زندگي او را با آزار و شکنجه و تهديد فرزندان مشترک وادار به تن فروشي مينمايد و دردناک تر اينکه همسر او افرادي را که ميبايست با او همبستر مي شدند انتخاب مي کرده و خود نيز شاهد اين صحنه مي بوده و حتي اگر کبري خلاف ميل وي رفتار مي کرده مورد آزار و اذيت قرار مي گرفته و در صورت هرگونه مقاومتي آزارها و ضرب و شتم متوجه فرزندان وي که در آن زمان کودک و خردسال بوده اند مي شده است. لذا ايشان جهت جلوگيري از اين مساله تسليم شوهرش مي شده تا اينکه پس از به دنيا آمدن فرزند چهارمش آنقدر عرصه به او تنگ مي شود که اقدام به جدايي از همسرش مي کند اما به علت داشتن دو فرزند دختر در خانه همسرش، به ناچار باز مي گردد و روال سابق ادامه پيدا مي کند." وي مي افزايد: "در سال 1374 پس از آشنايي موکل با مردي به نام حبيب که توسط شوهرش به خانه آورده شده بوده و بازگوکردن مشکل خود با او، اين مرد اقدام به قتل همسر کبري مي کند که با وجود محکوميت به قصاص، يه دليل گذشت اولياي دم پس از دريافت ديه هم اکنون آزاد شده است و خانم کبري، ن. به اتهام معاونت در قتل همسر به 5 سال حبس و به اتهام اخفاي جرم به 3 سال حبس و به اتهام زناي محصنه به رجم محکوم مي شود و اکنون مدت 11 سال است که در زندان تبريز به سر مي برد و مدت 3 سال است که مجازات حبس ايشان به پايان رسيده و کماکان جهت اجراي حکم سنگسار در زندان مي باشد و حتي با توبه موکل و3 بار ارسال پرونده به کميسيون عفو و بخشودگي متاسفانه براي بار سوم نيز تقاضاي عفو ايشان رد شده است." در پايان اين نامه آمده است: "آيا عادلانه است مادري که ترس از آسيب رسيدن به فرزندانش موجب مي گردد به اجبار و شکنجه اقدام به تن فروشي نمايد...محکوم به سنگسار شود و11 سال از ديدار فرزندانش محروم شود؟ بنابراين خواهشمندم که دستوري اتخاذ فرماييد تا با مطالعه پرونده و ملاحظه محتويات و مدارک و امعان نظر به نحوه ارتکاب جرم مورد عفو و بخشش واقع شوند تا به کابوسهاي زني که 11 سال است هر روز به استقبال مرگ مي رود پايان داده.
بار ديگر يكي از فعالين جنيش زنان قرباني قوانين ضد زن شد.
در ادامه صدور احكام حبس از سوي دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي, بهاره هدايت, عضو كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت, به دو سال جبس تعليقي محكوم شد. خانم هدايت به اتهام اقدام عليه امنيت ملي, با شركت در تجمع 22 خرداد 1385, در ميدان هفت تير, به دو سال زندان محكوم شده است.
لازم به ذكر است كه نيروهاي انتظامي در روز 22 خرداد 1385 از برگزاري تجمع آرام زنان فعال و آزاديخواه تهران در ميدان هفت تير جلوگيري كردند و تعدادي از آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. از آن زمان تا كنون به بهانه شركت در آن تجمع تعدادي از زنان مورد بازداشت و احضار قرار گرفتند و با احكام سنگيني روبرو شده اند.
انجمن آواي روز ضمن محكوم كردن اين حكم كه در ادامه قوانين زن سيتزانه ميباشد,
خواهان آزادي فوري و بي قيد و شرط خانم بهاره هدايت ميباشد و همچنين از تمامي سازمانها و ارگانهاي حقوق بشري ميخواهد اين احكام ناحق را محكوم نموده و عليه قوانين ضد زن حكومت جمهوري اسلامي موضع قاطع اتخاذ كنند.
۸۶/۳/۷
بار ديگر يكي از فعالين جنيش زنان قرباني قوانين ضد زن شد.
در ادامه صدور احكام حبس از سوي دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي, بهاره هدايت, عضو كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت, به دو سال جبس تعليقي محكوم شد. خانم هدايت به اتهام اقدام عليه امنيت ملي, با شركت در تجمع 22 خرداد 1385, در ميدان هفت تير, به دو سال زندان محكوم شده است.
لازم به ذكر است كه نيروهاي انتظامي در روز 22 خرداد 1385 از برگزاري تجمع آرام زنان فعال و آزاديخواه تهران در ميدان هفت تير جلوگيري كردند و تعدادي از آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. از آن زمان تا كنون به بهانه شركت در آن تجمع تعدادي از زنان مورد بازداشت و احضار قرار گرفتند و با احكام سنگيني روبرو شده اند.
انجمن آواي روز ضمن محكوم كردن اين حكم كه در ادامه قوانين زن سيتزانه ميباشد,
خواهان آزادي فوري و بي قيد و شرط خانم بهاره هدايت ميباشد و همچنين از تمامي سازمانها و ارگانهاي حقوق بشري ميخواهد اين احكام ناحق را محكوم نموده و عليه قوانين ضد زن حكومت جمهوري اسلامي موضع قاطع اتخاذ كنند.
۸۶/۳/۷
صبح چهارشنبه در اعتراض بهبرآورده نشدن مطالبات دانشجويان دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و ممنوع الورود شدن پنج دانشجوي دانشكده، تجمع آرامي در حياط اين دانشكده برگزار شد و دانشجويان با نوشتن نامه اي بهسيد بدرالدين شريعتي، رييس دانشگاه علامه طباطبايي خواستار برخورد قاطع با فتحي، رييس حراست اين دانشكده شدند. در نامه اين دانشجويان آمده است: در روز سه شنبه، اول خرداد سال 86 وقايعي در دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي اتفاق افتاده است كه بهتمام معنا توهين بهمقام دانشجو و دانشگاه بود. مسوول حراست دانشكده بههمراه نيروهاي انتظامات دانشكده و تعدادي نيرو كه از خارج از دانشكده وارد شده بودند، در هنگام راي گيري انتخابات انجمن اسلامي بهسمت دانشجويان حمله كرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. رييس حراست دانشكده در حركتي بسيار وقيحانه با ورود بهسرويس بهداشتي دختران و باز كردن درب هاي سرويس ها بهادعاي خود بهدنبال صندوق آراي انتخابات پرداخت. او در پاسخ بهاعتراضات دانشجويان مقابل درب اتاق حراست، با كوبيدن آرنج خود بهصورت دختر دانشجو باعث زخمي شدن شديد وي شد. تا قبل از اين اتفاق دانشجويان هيچ گونه برخورد با اين فرد نداشتند ولي پس از ضرب و شتم و توهين ناموسي بهيك دختر دانشجو، آنها بهتجمع در مقابل اتاق اين فرد پرداختند و خواهان خروج وي از دانشكده شدند. لازم بهتوضيح است كه دانشجويان خواهان برخورد قاطع با اين فرد و اجراي حد شرعي هتك حرمت و فحاشي و پرداخت غرامت ديه آسيب ديدگان و بالاخص اعاده حيثيت از دختران دانشجو هستند
|
|
|
|
موجی که به راه افتاده ...

وی با انتقاد از شیوه اجرای طرح امنیت اجتماعی، تصریح کرد: من به عنوان یك زن محجبه چادری، با این شیوه اجرای احساس امنیت اجتماعی نمیكنم.
وی «انسان بودن» طرف مقابل نیروی انتظامی در این طرح را مهم عنوان كرد و گفت: باید بعد انسانی، روانی و شخصیتی افراد در اجرای این طرح مورد توجه قرار گیرد.
از وبلاگ بوی خاک
این یک فراخوان است. کافیست هرچه «یلدا بازی» و «چهارشنبهسوری بازی»، «بازی» کردیم. بس است هرچه غصه مدرنیته و اخلاق و سنت و اصلاحطلبی و محافظهکاری و ...... را خوردیم. غصه من، این «انسان»های گوشت و پوست و خون دار مقابل چشمان ما هستند که در حال «نابودیند».
این فراخوانی است برای به پا خواستن در برابر «ظلم» و محکوم کردن و ابراز نفرت از «توحش». توحشی که سکوت در قبال آن از عهده «انسان» ها خارج است. پس اگر «انسانید»، بنویسید و نفرت خود را از این «توحش» که به حریم مقدس «آزادی و انسانیت» دست درازی کرده اعلام کنید.
دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار كرده و به خانه دوستش پناه ميبرد. وي پس از راضي شدن به بازگشت به خانه خود با سرباز زدن پدر و مادرش از پذيرش وي روبرو ميشود.
به ناچار به پليس زنگ زده و به آنها پناه ميبرد بي خبر از آنكه چه شب سياهي در انتظار اوست.
ماموران بي حياي پليس به جاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند.
به راستي كه شرم آور است, از يك سو كنترل حجاب مردم و از سوي ديگر تجاوز به دختران بي پناه,. راستي كه براي” امنيت كشور ” چه اقدامات و كنترل و بگير و ببند ها كه تحت عنوان بدحجابي و ... را اندازي نشد, پس چطور است كه در اين مملكت از دست پليس هم اماني نيست ؟؟؟؟؟ بگذريم كه اين نمونه يك از هزار است در عين حال تكان دهنده و شرم آور.